تبليغاتX
رومینا


رومینا

چه کسی به وسعت دریای بی کران روح سر گشته ام را کاوید؟!! و مرا به نام خواند!

مریدی نزد استادش رفت و گفت :سالها در جستجوی روشنایی بوده ام. احساس می کنم به آن نزدیک شده ام .باید گام بعدی را بدانم.

استاد گفت: زندگی ات را چطور می گذرانی ؟

-هنوز گذران زندگی را نیاموخته ام٬والدینم کمکم می کنند.اما این که فقط یک موضوع فرعی است.

استاد گفت:قدم بعدی تو این است که نیم دقیقه٬راست به خورشید بنگری.ومرید اطاعت کرد.

پس از نیم دقیقه٬ استاد از او خواست منظره پیرامونش را توصیف کند.

مرید پاسخ داد:نمی بینم .آفتاب چشمهایم را خیره کرده .

 

. انسانی که تنها نوررا می جويد ودراين راه مسئوليتهاةش را وا  می گذارد٬ هرگز به روشنايی نمی رسد.و کسی که چشمهای خود را خيره به خورشيد نگه دارد٬سرانجام کور می شود

 و این توضیح استاد بود

نوشته شده در شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 23:24 توسط رومینا| |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ