رومینا
چه کسی به وسعت دریای بی کران روح سر گشته ام را کاوید؟!! و مرا به نام خواند!
دوستی گفت:من دیگران رابه سلامی اشنا میکنم تو با نگاهی.... من انان را با دروغ جدا می کنم تو با مرگ.... کاش خدا سه کلمه را نمی افرید. غرور عشق دروغ تا انسان از روی غرور بخاطر عشق دروغ نمی گفت زمانی برای ما وجود نداردو هیچ جایی نیست که ما ارام بگیریم چیست انچه که رویاها را می افریند وسپس انها را از ما میگیرد چه کسی می خواهد تا ابد زنده بماند حق انتخابی نداری همه تصمیم ها از پیش گرفته شده است در این جهان تنها یک لحظه شیرین برایمان کنار گذاشته شده است چه کسی می خواهد تا ابد زنده بماند چه کسی می تواند تا ابد عشق بورزد وقتی که عشق خود مردنیست اما تو دنیایم را با سر انگشتانت بنواز وانگاهست که ما تا ابد زنده خواهیم ماند و تا ابد عشق خواهیم ورزید امروز ابدیت ماست چه کسی می خواهد تا ابد به زندگی ادامه دهد چه کسی خواستار ابدیت است ومهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت روزی که کمترین سرود بوسه است وهر انسان برای هر انسان برادریست روزی که دیگر درهای خانه را نمی بندند قفل افسانه ایست و قلب برای زندگی بس است روزی که معنای هر سخن دوست داشتن است تا تو بخاطر اخرین حرف دنبال سخن نگردی روزی که اهنگ هر حرف زندگیست تا من بخاطر اخرین شعر رنج جست وجو ی قیافه نبرم روزی که هر لب ترانه ایست تا کمترین سرود بوسه باشد روزی که تو بیایی برای همیشه ومهربانی با زیبایی یکسان شود روزی که ما دوباره برای کبوتر هایمان دانه بریزیم ومن ان روز را انتظار میکشم حتی روزی که دیگر نباشم من چه بی شرمم اگر فانوس عمرم را به رسوایی نیاویزم بر بلند کاج کوچه بن بست گر بدین سان زیست باید پاک من من چه نا پاکم اگر ننشانم از ایمان خود چون کوه یادگاری جاودانه بر تراز بی بقای خاک شاملو وقتی نرگس مرد اوریادهاـ الهه های جنگل ـبه کنار دریاچه امدند که از یک دریاچه اب شیرین به کوزه ای سرشار اشک های شور استحاله یافته بود. اوریاد ها پرسیدند :چرا میگریی. دریاچه گفت: برای نرگس می گریم . اوریادهاگفتند :اه شگفت اور نیست که برای نرگس می گریی و ادامه دادند هر چه باشد با اینکه همه ما همواره در جنگل در پی اش می شتافتیم تنها تو فرصت داشتی از نزدیک زیباییش را تماشا کنی دریاچه پرسید : مگر نرگس زیبا بود ؟ اوریاد ها شگفت زده پاسخ دادند : کی میتواند بهتر از تو این حقیقت را بداند هر چه بود هر روز در کنار تو می نشست. دریاچه لختی ساکت ماندوگفت: من برای نرگس میگریم .اما هرگز زیبایی او را در نیافتم. برای نرگس میگریم چون هر بار از فراز کناره ام به رویم خم می شد میتوانستم در اعماق دیدگانش باز تاب زیبایی خودم را ببینم. اسکار وایلد خدا می داند و های من و تو سکوت تلخ دنیای من و تو دلیل دورماندن هایمان چیست توقع های بی جای من وتو صدایم را می شنیدی باران مجبور نبود با این همه ترانه بر بام خانه ببارد باریدن صدای من بس که خاطر حزینت را ابی کند تقدیم به تو چی می شد یه روز از اون روزای خوب دوباره تکرار می شد حتی حاضرم باز با دوچرخه از اون از اون سر پایینی بیام پایین ومستقیم برم تو دروازه ساره خانوم اینا وباز تمام بدنم زخم وزیلی شه حتی حاضرم باز تو مهد کودک جا بمونم یا اینکه معلمم بهم بگه چرا انقدر نقاشیاتو بد رنگ میزنی وتو دفترم با عصبانیت واسه مامانم چیز بنویسه یا اینکه بازم مثل کلاس اولم بنویسم :می وه ـ نیمکد ـ موازب ـ فقت ..... ومعلمم به مامانم بگه رومینا اصلا املاش خوب نیست ومن کلی خجالت بکشم خدایا کمکم کن به قول حدیث زندگی خیلی سخت شده خیلی دلم گرفته نمی دونم چرا داره بهم ثابت میشه که هرچی مردم امکان شادی بیشتری داشته باشن غمگین ترند بقول بعضی ها همیشه باید شاد بود حتی زورکی خدایا مثل همیشه کمکم کن چرا گرفته دلت/ مثل اینکه تنهایی /چقدر هم تنها/خیال میکنم /دچار ان رگ پنهان رنگ ها هستی دچار یعنی/عاشق/وفکر کن که چه تنهاست/اگر که ماهی کوچک دچار ابی دریای بیکران باشد چه فکر نازک غمناکی..... خیلی وقته که من و تو روی یه نیمکت تو کلاسیم همکلاسی نمیدونی که غریب بودن چه سخته بین جمعی که رفیقن ناشناس بودن چه تلخه همکلاسی همکلاسی گل حرفام رو زبونم شده پرپر بیا این اخر سالی واسه من باش تو یاور Z+R می خواهم در ضمیر خاموش پاییز همچنان بمانم یکی وتنها تو از نگاه بهارییت در تمام فصل های منجمد کلمه های شعرم را تکثیر کنی دستم نیست زمانه همه جایش داغ داغ داغ است میسوزاند تو را اینجا همه چشمند و خبر باز ذاغ است دیگر بوی نان پخته تا دم کوچه حرمت ندارد بی وفایی کرد بلبلی که فقط در بهار همدم باغ شد برای پروین عزیزم اول از دوست خوبم خفن تشکر می کنم برای همه محبتاش میخوام با جک شروع کنم : یه گوسفنده اکس می خوره مره تاکسی می گیره میگه در بست کشتارگاه
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |









